تبليغاتX
گوراه نوشت ها


گوراه نوشت ها

گوش ها اگر نمی شنود آوای تورا......کرشان کن با فریاد سکوتت!

....(الهی! گاهی نگاهی)......

گوراه من!

وقتی پنج شنبه بیاید.....آن که باید بیاید را می آورد با خود....

پنج شنبه که بیاید......روز وصل من با حلقه ی سکوت فرا می رسد.....

آن وصلی که در هیاهوی این روزها از خاطر رفت........

 

و من سنگینی آن سکوت را ترجیح می دهم بر این دلخراشی هیاهو ها!

کر می کند گوش آدم را فریاد بی خاصیت این ثانیه ها......

نمی گذارد بشنوی آنچه را نجوا می کنند در گوش دلت.....

آنچه باید بشنوی........اگر بگذارند!

 

گوراه من!

پنج شنبه که بیاید....سکوت قاضی می شود.....سکوت مدافع می شود.......

 سکوت دادگاه می شود و من تنها مجرم این دادگاه.....

که مستند بر ادله ی واهی سعی بر رهانیدن خویش از گناهان دارم در این هیاهو.......

صدای فریادم تا کدام وسعت می لرزاند دل این جماعت مدهوش را؟!

من تبرعه می شوم آیا؟!

نمی دانم.....همه چیز را سکوت تعیین می کند....

 

گوراه جان!

خسته ام از هرچه دوست داشتن و دوست نداشتن است.......

نیمه ی پر یا خالی فرق  ندارد....قلب من هنگام رنج مملو از هر دو تیر می کشد گاهی....

گاهی گمراه می کنند دوست داشتن ها دل آدم را......

و چه وحشیانه دلم گاهی حسادت می کند از سر دوست داشتن و دوست دارد از سر حسادت!

و چه غریب است گاهی در آغوش عزیزش و چه آشناست دور از نگاه او!

و چه بی دلیل گاهی صبر می کند و می ماند و چه آگاه می رود تا دور دست ها گاهی.....

وچه کودکانه لجبازی می کند بر سر آنچه می خواهد و نمی دهندش!

و چه معصومانه می بخشد گاه شقی ترین آزارها را...........

 

گوراه من! عزیزترین این روزها!

سکوت که تمام شود.....

یا سعیده "سعیده تر" می شود یا می میرد برای همیشه.....

یا این پوست پشمین "پشمین تر" می شود یا پاره می شود.....

این احساسات بی شرم من یا "عریان تر" می شوند یا شرمسار......

آنان که باید بیایند "می آیند" اگر نیامدند بهتر.....

آنان که باید بروند "خود می روند" اگر نه همچنان سایه شان بر زندگی ام سنگینی می کند

یا دوست داشتنی ها "دوست داشتنی تر" می شوند یا زیر بغض من و تو له می شوند......

یا حسادت ها "عمیق تر" می شوند یا مرا به عمق خود در هم می شکنند.......

 

گوراه جان!

هر چه هست باید حذر کرد از این بودن های پر تکرار

از آنان که نباید باشند اما هستند

از این لحظه های نفرت انگیز که خراش می دهند دل احساس را.......

از این غبار که نه می گذارند تو را ببینم نه خودم را در پس آینه ها.....

 

گوراه من!

من آن که باید نیستم.......

من اکنون لبریزم از خیلی چیزها که نباید باشند........

دوست داشتن ها ی خودخواهانه....حسادت های آزاردهنده.....دلبستگی های بی مورد....

بودن های بی نتیجه...ماندن های رفتنی...سکوت های بی ثمر...فریاد های شکسته زیر آوار........

 

گوراه!

می روم آنی شوم که باید.....شاید بدتر شاید بهتر......

 می دانم.....همه چیز را سکوت تعیین می کند......

 

پ.ن۱:تویی که هجوم آوردی با هجمه ی حضورت بر ویرانه های دلم......

ماندن و رفتنت را تو تعیین نمی کنی...سکوت کن تا ببینیم سکوت چه می گوید.......

بیش از این بازی نکن با بال هایی که پرپر کردی !جای زخم هایش هنوز می سوزد.......

 پ.ن۲:هی فلانی! خیلی خوبی.....خیلی خوب.........آنقدر که هیچ گاه به گردت هم نرسم

اما من آنی نیستم که درک کنم خوبیت را......من بدم..........خیلی بد........

از خودم متنفرم! حسادت خوب بودنت می کشد مرا!!

می روم که بمیرم....طاقت حضور خوبی ات را ندارم.......بی تابم می کند!

و بی تابی من برابر است با........اه.......همان مردن بهتر!

پ.ن۳:خط می کشم بر جای پای کلامت.......گفتنت را در حضور ((..........)) چه ثمر؟!

پ.ن۴:چشم هایم کم سو تر می شود هر روز.....به امید اینکه از پشت قاب عینک محو تر ببینندت!

شماره نزدیک به ۴...کم نیست که! شاید اینطور شرمنده نباشد از دیدن و ندانستنت!

اصلا" به ستیز با خودم برخاسته ام. هر شب می خواهم بیدار بمانم. کور شدن بهتر!

پ.ن۵: باز قلبم تیر می کشد....این هم بهانه گرفته دوباره......!ای بیچاره!

پ.ن۶:هی فلانی! یادم رفت بگویم! این یک بار را نپرس چرا......این یک چرا را بی چون بگذارن.

پ.ن۷:از سر شب هرچه نخوردم را بالا آوردم.......گاه می شود زواید رابالا آورد به امید رهایی.........

من نمی دانم در میان این تعفن خودم را هم بالا آوردم یا نه؟

 

پ.ن (مخصوص گوراه): گوراه جان! بهشان بگو هرکه آمد خواند و رفت به خود نگیرد باد ملامت را.....

من با تو دردل کردم. هر کس تابش را ندارد برود! در ماندن اجباری نیست!

بگو قلمم تاب عریانی لطیف کاغذ را نداشت.....

با نوازش های هوس انگیزش لطافتش را در هم شکست! بگو هر کس نمی خواهد برود....

اجباری در ماندن نیست.............

نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 21:0 توسط گوراه| |


Design By : Night Skin